واشنگتن پست چند وقت پيش مقالهای از يکی از نوچههای آلن درشوويتز، وکيل صهيونيست و استاد حقوق دانشگاه هاروارد، چاپ کرد که در آن به کتاب «الکتاب في تعلم العربية» تاخته بود که تبليغ ناسيوناليزم عربی و افراطیگری ضدآمريکايیست. اينها را نوشته که بگويد مراکز مطالعات خاورميانه که از وزارت آموزش و پرورش دولت آمريکا پول میگيرند، تبليغ ضدآمريکايی میکنند و بايد درشان تخته شود يا تحت مراقبت بيشتر قرار بگيرند و صهيونيستها و ميهنپرستان بيشتری استخدام کنند که مبادا در دانشگاهها کسی به آمريکا و اسرائيل بگويد بالای چشمتان ابروست يا اينکه خدای ناکرده دانشجويان معصوم شستوشوی مغزی شوند که اسرائيل اخ است (آخر مشکلشان اين است که حتی در آمريکا کمتر کسی پيدا میشود که هم در مطالعات خاورميانه باسواد باشد و هم فکر کند که اسرائيل مملکت شير و عسل است. اگر باشد میشود ديوانهای از نوع آلن درشوويتز حقوقدان يا مثلآ برنارد لوييس مورخ).
به هر حال. چند نفری تا حالا جوابهای خوبی دادهاند که میگذارم اينجا. بخوانيد:
1- joel pollak response number one
2- joel pollak response number two
3- joel pollak response number three
شما هم لينک بدهيد. راستی من تصميم گرفتهام باز هم بنويسم. حالا مگر اينکه تصميمم عوض شود.
برچسبها: al-kitab, fascism, idiocy, joel pollak, zionism
جولای 26, 2008 در t 5:29 ب.ظ
سلام
تا حالا کجا بودی؟
خوب شد که اومدی:-)
بازم بنویس. بخصوص از کلاسای آموزش زبان فارسی
جولای 26, 2008 در t 5:30 ب.ظ
راستی من از برنارد لوییس یک مقاله ترجمه کردم و توی وبلاگ گذاشتم. درباره تاریخ ایران. نظرت در مورد برنارد لوییس به عنوان یک مورخ منفیه؟ یعنی به نظر تو کاراش غیر قابل اعتماده؟
جولای 27, 2008 در t 12:38 ب.ظ
در مورد دوباره نوشتن:
تکبیر اهالی وردپرس !
جولای 27, 2008 در t 4:07 ب.ظ
(کامنت قبلی رو نزار. اینو بزار.)
هرکس که “الکیتاب”رو خونده باشه یا اصلا یک کلاس عربی در کالج برداشته باشه، کلی از خوندن مقاله این بابا میخنده. آقا دروغ چرا من شخصا از مها و سر و گردن آمدنها و اصولا “بادی جستر” هاش خیلی خوشم میاد. (از نظر بادی جسچر من مفتخرا از هواداران لونا خانم شاد و خیلی کسان دیگر نیز میباشم.) ، و از همون روز اول کلاس سه چهار سال پیش تا حالا هرشب قبل از خواب عکس ماها رو نگاه میکنم و و به یاد تنهاییهاش آه میکشم (پدر فاصله طبقاتی بسوزه).
ازینها گذشته شما انگار این طایفه را نشناختیدها. به هر حال یک آسیستان استاد پرفسور آلن درشویتز درست است که بار خود را بسته ولی بازهم برای پروفایل اش کاملا ضروریست که دست به مجاهدتهای قهرمانانهای نیز بزند. هر چه باشد، به قول شاملو در راه عشق ایثار باید نه انجام وظیفه. خلاصه من مردهی دیدن این آقا پولاک در خاک دشمن یعنی سر کلاس عربی میبودم. خصوصا اونجاش که قهرمانانه از خوندن پاراگراف درباره ناصر سرباز زده. so it goes دیگه.
جولای 27, 2008 در t 6:48 ب.ظ
مانی: برنارد لوييس مورخ و شرقشناس شناخته شدهايست که کارهايش را نمیشود ناديده گرفت. ولی اين هم غير قابل انکار است که افکار سياسی دست راستی و نژادپرستانه لوييس روی کارهای تاريخیاش هم تاثير گذاشته است. برای نمونه نقدهای کارهای او نگاهی بيانداز به شرقشناسی ادوارد سعيد و the case for islamo-christian civilization نوشتهی ريچارد بوليت.
اين هم يک نمونه از نوشتههای بسيار احمقانهی نسبتآ جديد لوييس که از حيث اشتباه و سوتی چيزیست توی مايههای «خسن و خسين سه تا دختران معاويه هستند»:
http://www.opinionjournal.com/extra/?id=110008768
جولای 28, 2008 در t 3:21 ب.ظ
Absolutely thrilled to have you back (I still haven’t figured out how to write Farsi in your comments) Look forward to your next entries.
آگوست 2, 2008 در t 9:56 ق.ظ
ممنون از پاسخت.
راستی قبلا از کلاسهای آموزش زبان فارسی می نوشتی. هنوز کلاسها رو داری؟ بازم برامون بنویس. برای من که خیلی جالب بود.
آگوست 5, 2008 در t 6:37 ق.ظ
Good to see your resurrection from Florida Keys!